هوالعلی

 

 

 

هم پای رد پای تو یک عمر رفتم و ...

 شاید مسیر رفتن من اشتباه بود

 

 

 

سلام دوستان

 

معذرت میخوام از دوستانی که دعوتم کردند ولی نتونستم بهشون سر بزنم.

فکر تحصیل و کار و زندگی مدتی از ادبیات دورم کرده بود.

 

گذشته از مقدمه امسال هم دوستانی از شهرستان خوی با دست پر به نمایشگاه میان.

ازجمله 

محمد نوروزی عزیز و خوش ذوق با مجموعه غزل مصرع ابرو در غرفه ی  نشر سخن گستر

محمد ارثی زاد عزیز با ته مانده های چاپ اول مچموعه ی زیبای خودش

من شاعرم همیشه کمی هم کبوترم در سخن گستر

خانم سولماز حسن زاده با مجموعه سپید جیغ مکتوب اگه برسه در سخن گستر

 و وحید حیاتلوی عزیز با مجموعه مثنوی عاشقانه ی  سیب تجلی در غرفه ی نشر کشمر یا سخن گستر.

 

خانم منیره حسینی گرامی  هم با مجموعه ی زیبا و خواندنی بی حواس ترین زن دنیا

در غرفه ی شعر جوان حضور خواهند داشت. 

 

نیما برگشادی با وبلاگ گاو خر است و مهدیه مهراجی با وبلاگ نغمه ی پرواز بروز هستند.

 

امسال هم با تعدادی از دوستان خویی روز جمعه  ۱۶ اردیبشت نمایشگاه هستیم و انشاالله بتونیم مثل سال قبل دور هم باشیم.

 

 

اما غزلی کوتاه که خودم خیلی دوسش دارم:

 

 

من از پیش رو زخم اگر خورده ام

دو چندانش از پشت سر خورده ام

 

عذابی ندارم از این زخم ها

که زخم زبان بیشتر خورده ام

 

گناهم فقط یک نگاه است آآآآه

که یک عمر خون جگر خورده ام

 

نفس می کشم آه پس می دهم

که در هر نفس با تو برخورده ام

 

تنم روی خاک و دلم زیر خاک

درختم که زخم تبر خورده ام

 

 به امید دیدار...